محمد تقي جعفري

152

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2590 ) ) گفت حكمت چيست كانجا اسم حق سود كرد اينجا آن را سبق ؟ ( ( 2591 ) ) آن همان رنج است و اين رنجى چرا آن نشد اين را و اين را شد دوا ( ( 2592 ) ) گفت رنج احمقى قهر خداست رنج كورى نيست قهر ابتلاست ( ( 2593 ) ) ابتلا رنجى است كان رحم آورد احمقى رنجى است كان زخم آورد ( ( 2594 ) ) آن چه داغ اوست مهر او كرده است چاره‌اى بر وى نيارد برد دست ( ( 2595 ) ) ز احمقان بگريز چون عيسى گريخت صحبت احمق بسى خونها بريخت بر سر آرد زخم رنج احمقى رحم نبود چاره جوى آن شقى ( ( 2596 ) ) اندك اندك آب را دزدد هوا وين چنين دزدد هم احمق از شما ( ( 2597 ) ) گرميت را دزدد و سردى دهد هم چنان كاو زير خود سنگى نهد ( ( 2598 ) ) آن مسيحا را حذر نز بيم بود ايمن است او آن پى تعليم بود ( ( 2599 ) ) زمهرير ار پر كند آفاق را چه غم آن خورشيد با اشراق را آيه « وَرَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ اَلطِّينِ كَهَيْئَةِ اَلطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ الله وَأُبْرِئُ اَلأَكْمَه وَاَلأَبْرَصَ وَأُحْيِ اَلْمَوْتى بِإِذْنِ الله وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . » 3 : 49 ( 1 ) [ عيسى عليه السلام ] فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل [ به آنان مىگفت ] من آيه‌اى از خداى شما آورده‌ام ، براى شما از گل به شكل پرنده مىسازم ، آن گاه در آن مىدمم با اذن خداوندى پرنده مىشود ، كور مادر زاد را و مبتلا به جذام را بهبودى مىبخشم و مرده ها را با اذن خداوندى زنده مىكنم و از آن چه كه مىخوريد و از آن چه كه در خانه هايتان ذخيره مىكنيد ، به شما خبر مىدهم . در اين كارها براى شما اگر با ايمان باشيد ، آيه‌اى است ) .

--> ( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 49 . .